سوداسودا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

eshgham,sevda

سالگرد ازدواج 93/08/27

      عزیزم ، با یک دنیا شور و اشتیاق وضوی عشق می گیرم و پیشانی بر خاک می گذارم و خداوند را شکر می کنم که ما را با یکدیگر آشنا کرد آرزو می کنم در لحظه لحظه زندگی مشترکمان در کنار فرزندمان عاشقانه و صادقانه به پیوندی که بسته ایم تا ابد وفادار باشیم . . .     . ...
28 آبان 1393

درد دل

سلام دختر نازم شما کلی بزرگ شدی دخمل نازم . دیروز به دلیلی من ناراحت شدم و شما بعد از چند دقیقه به من گفتی مامان ناراحتی؟  جوابتو ندادم. دوباره سوال کردی:  مامان جون ناراحتی؟ ها؟ چرا؟   بیشتر ناراحت شدم چون دیدم اینقدر دخمل نازم بزرگ شده که ناراحتی منو می فهمی و این خیلی بد هست . امیدوارم که هیچ وقت نگران و ناراحت نبینمت مامان گلم.  
27 آبان 1393

سودا در آبان ماه 93

سلام عشق مامان اینم چند تا عکس از شما تو آبان ماه.           دخمل نازم تو حرم امام رضا.     عسل مامان در حال دعا کردن.       دختر کوچولو تو پروما.   ...
21 آبان 1393

سرماخوردگی

سلام عشق مامان این هفته کلی مامان و خودتو اذیت کردی و به شدت سرما خوردی و این بهانه ای شد که به مهد کودک نری. نمی دونم چرا ولی به هیچ عنوان مهد رو دوست نداری و کلی تو مهد گریه می کردی غذا نمی خوردی و وقتی می اومدی تو خونه کلی حرف می زدی که اونجا رو دوست ندارم نی نی ها منو می زنن . بالاخره باز تصمیم گرفتم که فعلا تا اول بهار که کمی بزرگتر می شی نری  مهد کودک. می دونم که دارم اشتباه می کنم ولی چاره ای نیست. طاقت اذیت شدنتو نداشتم. به این امیدوارم که هر چه زودتر کار مامان به تو شهر منتقل بشه و بتونیم هر دو باهم از خونه خارج بشیم . فکر کنم اینجوری بهتر باشه. تو یک فرصت خوب برات چند تا عکس جدید می زارم گلم.
20 آبان 1393

مهد سودا جون

سلام عشق مامان ببخشید که مدتی هست که برات چیزی ننوشتم. یکم درگیر مهد شما بودم. بالاخره شما رو مهد کودک گذاشتم. کل هفته گذشته من و شما با هم می رفتیم مهد و من پشت در کلاس شاهد گریه کردنهای شما می بودم. شما به هیچ عنوان مهد رو دوست نداری و الانم تقریبا با گریه می زارمت مهد. امروز اولین روزی هست که شما با مامانی و بابا علی رفتی مهد. امیدوارم که خیلی اذیت نشی دختر نازم. خیلی خیلی دوست دارم دخمل خوشگلم.
17 آبان 1393

جیگر خاله حسین جان

سلام عزیزم برات چند تا عکس از حسین پسر خاله الهام می زارم . شما حسین رو خیلی دوست داری عزیزم.       ...
17 آبان 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به eshgham,sevda می باشد